تبليغاتX
عاشقونه
 
شهرزاد قصه گو امروز شروع به داستان سرائی می کند و راوی عشق می شود
   
 

آری اشتباه از من بود...

آری اشتباه از من بود...تقصیر من است که عاشق صحبت هایت شدم...تقصیر من است که فکر می کردم....فکر میکردم...یا بهتر بگم...خیال میکردم با منی...اگر تو با من نبودی...شاید قلبت با من بود.....امــــــــــا.....نــــــه....تو دلت با دیگری بود....شاید خطا از من بود...امـــا چه خطایی؟........اولین بار دیدیمو گفتی نمی خوام این آخرین دیدارمون باشه.....خوشحال شدم...دومین دیدار گفتی می خوام باهات راحت حرفامو بزم.....از غم هات واسم گفتی...از شادی هات واسم  گفتی...خوشحال بودم که بهم اعتماد کردیو حرفاتو واسم میگی....سومین دیدار  می خواستی یه چیزی بهم بگی..امــــــــا نگفتی...گفتی باشه واسه یه روز دیگه....چهارمین دیدار.....کاش اون روز اون حرفو نمیزدی...اومدیو گفتی که دوسم داری....نمیدونم من بودم که چند دقیقه داشتم تورو نگاه میکردم...یا تو بودی که داشتی منو چند دقیقه نگاه میکردی...وقتی خواستیم برگردیم خونه...برام سخت بود ازت جدا بشم....ولی شدم.....آخر شب بود هوا  خیلی سرد بود...رو نیمکت همیشگی تو همون پارک منتظرت بودم...داشتم یخ می کردم...دستام حس نداشتن....دیر کرده بودی...خیلی دیر کرده بودی...کم کم داشتم نگرانت میشدم که دیدم داری میای........اومدی با فاصله از من نشستی سلام کردم جوابمو ندادی....تو فکر بودی...گفتم چیزی شده؟.....گفتی چیزی که نـــــــــه......امــــــــــــــا......راستش دیگه دوست ندارم....میدونی چرا تا الان به اسم صدات نزدمو همیشه بهت میگفتم خانومی؟...واسه اینکه بعد از اون اولین دیدارمون.....اسمتو یادم رفت...یعنی دست خودم نبود..خوب شاید تو هم اگه با چند نفر دوست بودی اسم بعضیاشونو یادت نمیومد.....بلند شدی جلوم وایسادی...سرمو بلند نکردم که اون چشایی که قبلا  مهربونی ازش میبارید و  الان جز نفرت چیزی توشون نمیتونم ببینم رو نگاه نکنم......گفتی خداحافظ...برای همیشه.......آری پنجمین دیدارمان...آخرین دیدارمان بود........

بزرگترین خطای من اعتماد کردن به تو بود......

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
   
 

 

 

عشق..

 

نامدار بی همتا آغوشت را به روی وجود خسته ام بگشا

خسته ام از زندگی .تو مرا به آرامش رسان لبهای گرمت را به روی لبهای سرد

 و خسته ام بگذار لبهای گرمت را به روی گونه ام بگذار

 تا زمستان وجودم آب شود وسیلی از یخهای آب شده ام در قلب گرم تو روان شود

من همیشه در آغوشت خواهم ماند تا همانند خورشید اشعه

های خود را بر من بتابانی و جهان قلبم را رو به روشنایی همراهی کنی همان گونه

 که آفتاب به گرمایش و گل به لطافتش می نازد من هم به تو

می نازم می دانی که دلم طاقت فراقت راندارد پس تاهستم منتظرت می مانم من هرگز

عشق را درک نکرده بودم ولی تو با آن نگاهت به باورم

رساندی که عشق یعنی تپش قلب ، تپش عاشقانه ، آرزویی بی پایان می خواهم بگویم

من از تنهایی متولد شده ام و در غربت ایستادگی درخت را

آموخته ام واز ساکنان زمین تو را برگزیدم چون تو نسیمی بر فراز آسمان عشقم هستی

وجودت از هر گلی برایم خوشبو تر است روز تولد تو روز تولد

عشق و امید است تنها دلیل بودنم و بهترین بهانه

 برای زیستن تو هستی...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
   
 

یک روز چه عاشقانه نگاه بر نگاه پر نیازم دوختی و چه باشکوه و حریروار چون برگ گل برایم زمزمه کردی :                  

دوستت دارم

ای کاش تو لحظه ها را سرگرم می ساختی و من دقایق را به دیاری دیگر می فرستادم و پروردگار عاشقان زمان را که دوان دوان و بی وقفه راهپیمایی می کند برای فراغت به دیاری دوردست تبعید می کرد و در آن لحظه پرشور "من و تو" به ابدیت پیوند می خوردیم...

باورم کن!

باورم کن و بنگر که چگونه نگاهم  ِ هم اکنون نیز  ِ مشتاق نگاه پر احساس توست و بر دقایق خرده می گیرد که چرا نمی گذرند تا من زودتر به تو! به تو که در دوردستها انتظارم را عاشقانه می کشی دست یابم؟!

می دانم هنوزم قلبت از شور عشقی عاشقانه در قلبم می کوبد و دیوانه وار نام تو را بر دیوار سینه ام حکاکی می کند.

می دانم چشمان پر حرارت از گرمی عشقمان چگونه نوازش گرانه بانوی نرم و لطیف نسیم را می نگرد و بوسه ابدیت را بر لبان او مهر می زند تا بر لبان و گونه های سرد و یخ زده ام که در انتظار پیوند تو آرام  ِ آرام بی جان می شوند هدیه می آورد...

می دانم هنوزقلبم که در سینه خاک خفته  ِ تو را فریاد می زند و قلب تو در سینه من عشقمان را  ِ عظمت بی پایان و جاودان تپش عاشقانه اش را بر عالمیان آشکار می نماید.

برای نسیم بخوان  ِ بخوان تا زمزمه های عاشقانه ات وجودم را گرم نگه دارد ِ بخوان و بگو که در انتظارم  ِ شعله های عشقمان را در نی نی نگاهت گرم و سوزان باقی نگه می دارد تا من نیز به تو پیوند بخورم...

پیوندی دوباره ِ اما جدا نشدنی...! همچو قلبهایمان که عاشقانه می تپند و سرود عشق را بر لبانمان جاری می سازند...

دوستت دارم

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
   
  سلام

ما دیروز آپ کردیم ولی خوب معین ما را به یه بازی دعوت کرده حالا ما هم می خوایم شرکت کنیم .

من و تاراو هانیتا اومدیم این بازی را وجه اشتراک هامون را در نظر گرفتیم و جواب دادیم.

بازی شروع شد...

(۱۰چیز را که دوست داری را بگو و برعکس....)

۱-هدیه گرفتن

۲-مسافرت

۳-اذیت کردن

۴-عطر

۵-عروسک(هانیتا به شدت دوست داره وضعش از ما خرابتر هست)

۶-قدم زدن تو بارون(اگر با اونی باشی که دوسنش داری)

۷-تنهایی(تارا خیلی دوست نداره)

۸-آب زرشک(من و هانیتا دوست داریم تارا ....)

۹-کامپیوتر

۱۰-همیشه آنلاین بودن

حالا چیزهایی که دوست نداریم...

۱-هوا آفتابی

۲-دروغ

۳-باخت(حالا از هر نوعی باشه)

۴-شکستن دل دوست

۵-بیدار کردن آدم اون هم ساعت ۲:۰۰ نصفه شب

۶-ادم پرو

۷-خوردن انواع کنسرو

۸-خراب بودن کامپیوتر

۹-دوست های فوضول داشتن

۱۰-سرما خوردگی

(((حالا دعوت گیری:سحر جون.داداش حمید.داداش مهدی.سعیده عزیز.دختر کوچولوی یاغی.امیدهمشهری گلمون.علی شیطون.شهریار عزیز.داداش محسن.داداش رضا شیطون.شاهرخ عزیز.حامد عزیز.فرشته شیطون)))

                         (راستی سمیرا دختر خاله عزیزمون و آقا حسام هم دعوت هستن)

نظر آپ قبلی.مرسی بای

 

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
   
 

ديشب دلم گرفته بود ، مثل هواي باروني
دلم هواتو كرده بود ، هواي شيرين زبو نيت
دلم ميخواست گريه كنم ، بگم كه سخته تنهايي
اي همصدا اي آشنا ، بگو كه پيشم مي موني
نمي دونم چه حالي و كجايي و چه مي كني
ولي صدات تو گوشمه ، مي گي كه اينجا مي موني
رفتم كنار پنجره ، گفتم شايد ببينمت
ديدم محاله ديدنت ، چون گل بايد بچينمت
رو صندلي نشستمو يهو ديدم يه قاصدك اومد پيشم
خبر آورد اي آشنا ، يه رازي را بهت بگم ؟
گفتم بگو : آهي كشيد، اومد نشست رو شونه هام
يواشكي چشماشو بست ، تا نبينه اشك چشام
مي گفت كه تو يه راه دور
يه راه دور و سوت كور مسافري نشسته بود
مسافره غريب و دلشكسته بود از تو همش شكوه ميكرد
با اشك گرم و دل سرد مي گفت كه يادت نمياد
اون روزاي آخريه
چه قدر دلش مي خواست كه تو نگاش كني
صداش كني ، بهش بگي دوسش داري
به شرطي تنهاش نذاري
تا اومدم بهش بگم برو بگو دوسش دارم ، پاش مي شينم
ديدم كه اون رفته بود و منم دارم خواب مي بينم 

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
   
  سلام بچه ها خوبین.

از تولد خبری نیست بابا یعنی چی تولد چیه؟ببینید من چقدر راحت دارم تاب بازی می کنم شما ها هم بیاید بازی کنیم ...راستش ما پول نداشتیم تولد بگیریم می خواستیم از کمیته کمک بگیریم اونها هم کمکی نکردن...

شرمنده سال دیگه حتما تولد می گیریم...از همین حالا پول جمع می کنیم واسه سال دیگه ....باور کنید...

خوب بابا نمی خواد  عصبی بشید.نمی خواد بزنید

ما تولد گرفتیم خوب هم گرفتیم

یه سر به این آدرس بزنید تا ببینید...بیاید اینجا تا با هم بریم...

http://tavalodetara.blogfa.com

                                   زود باش دیگه

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
   
  سلام .سلام.سلام.

تو این مدت که ما این وبلاگ را ساختیم دوستهای خیلی زیادی پیدا کردیم.اینجا می خوایم از دوستامون به خاطر اینکه به ما سر می زدن تشکر کنیم و واسه ۲۹ اردیبهشت واسه تولد دعوتشون کنیم ....آره دیگه تولد تارا خانوم هست دیگه داره بزرگ می شه ما که داریم دعا می کنیم تو این سال خدا حداقل یه عقل درست حسابی بهش بده تا شاید آدم شد....خوب حالا بریم سراغ دعوت کردن دوستامون...

(((داداش مهدی خودمون.سحر جونم.معین عزیز.امید همشهری گلمون.حمید عزیز.شهریار عزیز.آرام عزیز.رضا شیطون.نسیم عزیز.همسایه عزیزمون شاهرخ و دوست گلش حامد.سعیده عزیز.آرمیتا خانومی.آبجی سارا.باران عزیز.فرشاد.مریم گلم...)))

وای یادمون رفت دوست گلمون را فراموش کردیم معذرت می خوایم اصلا به کل یادمون رفته بود معذرت می خوایم .....دوست خوبمون((( دختر کوچولوی یاغی )))را فراموش کردیم عزیز شرمنده.ببخشید منتظر حضور گلت هستیم

.......دوست هانیتا خانوم هم اگر منت گذاشتن بر سر ما تشریف بیارن......

راستی کادو یادتون نره معین تو هم نمیخواد به فکر تلافی باشی

بقیه دوستان هم ناراحت نشن حتما تشریف بیارن شرمنده که نشد تک تک اسم ببریم آخه می شد طومار در هر حال شما عزیزانی هم که اسمتون نیست دعوت هستید

خوب دیگه ما روز  یکشنبه منتظر همتون هستیم.دیر نکنید ها ......

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
   
 

 

اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ...
سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ...
و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه زیبایت را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش .
با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ...
فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...   
آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند...
اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني ! 
آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟
تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ... 
مسافرم ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ...
نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
 
                                                                                      

 

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
   
 

هر شب وقتی تنها میشم حس میکنم ، پیش منی

دوباره گریم میگیره ،انگار تو آغوش منی روم نمیشه نگات کنم

 وقتی که اشک ،تو چشمهامه

با این که نیستی پیش من انگار دستات تو دستهامه

بارون  میباره من تو رو دوباره پیشم میبینم

اشک تو چشمهام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی ،

تنها میشم ، بازم میای کنار من

شبهای جمعه که میاد ، میای سر مزار من

دوباره باز یاد چشمات زمزه نبودنم ، ببین که عاقبت چی شد ،

 قصه با تو بودنم

تاج سر مزار من نشونی از نبودنت

دستهای نامردم شهر چرا از من روبودنت

بارون میباره باز تو رو دوباره پیشم میبینم

اشک تو چشمام حلقه میشه

دوباره تنها میشینم

قول بده وقتیکه تنها میشم بازم بیای کنار من

شبهای جمعه که میاد ، بیا سر مزار من

به زیر خاکم و هنوز نرفتی از یاد من

قصه نخور سیاه نپوش ، گریه نکن برای من

دیگه فقط  ،آرزو مه بارون بباره رو تنم

دوباره لحظه ها بپرس منو به باد رفتنم

بارون میباره باز تو رو دوباره پیشم میبینم

اشک تو چشمهام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم

رو سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم

تنها ترین تنها منم.

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
   
 

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود .

 
 
 |    نوشته شده توسط دختران شیراز
 
 

pictofxt

Lonely Girl Template

Professional Web Template Design Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور

JavaScript Codes JavaScript Codes